گروه انتشاراتی ققنوس | کتابی از ژول ورن
 

کتابی از ژول ورن

نمايش خبر

...................

روزنامه اعتماد

يكشنبه 26 فروردين 1403

...................

کتاب «قلعه کارپات‌ها» نوشته ژول ورن منتشر شد. مهر گزارش داد که این کتاب با ترجمه فرزانه مهری از سوی انتشارات ققنوس منتشر شده است. ژول ورن نویسنده معروف ادبیات علمی تخیلیِ فرانسوی از جمله مولفانی است که تعدادی از آثارش از جمله «دور دنیا در هشتاد روز» در قالب پویانمایی یا فیلم سینمایی به مخاطبان عرضه شده است. داستان‌های ژول ورن چه به لحاظ قصه‌گویی و محتوایی به گونه‌ای هستند که از کودک ۹ ساله تا بزرگسال ۹۰ ساله با آن ارتباط برقرار می‌کنند. تا به حال، کتاب‌های «دور دنیا در هشتاد روز»، «سفر به مرکز زمین»، «دور ماه»، «پنج هفته در بالن»، «از زمین تا ماه»، «میشل استروگف»، «بیست‌هزار فرسنگ زیر دریاها»، «روبورِ فاتح» و «ناخدای پانزده‌ساله» در قالب مجموعه آثار ژول ورن، توسط این ‌ناشر چاپ شده‌اند. «قلعه کارپات‌ها» طی سال‌های مختلف با ترجمه‌ها و عناوین مختلفی چون «قلعه مرموز» و «قلعه کارپات‌ها» در بازار نشر ایران منتشر شده و این‌ ترجمه جدیدش براساس نسخه‌ای انجام شده که سال ۲۰۰۴ توسط انتشارات Le Livre de Poche منتشر شده است. برخی پژوهشگران و منتقدان ادبی گمان می‌کنند برام استوکر نویسنده ایرلندی، در نوشتن «دراکولا» از این‌ رمان ژول ورن الهام گرفته است. داستان این ‌رمان در وِرست، یکی از روستاهای منطقه ترانسیلوانی یا ترانسیلوانیای رومانی جریان دارد. رمان درباره ماجرای مرموزی است که ریشه‌اش به یک ‌قلعه متروک و مخوف یعنی همان‌ قلعه کارپات‌هاست. اهالی روستا باور دارند این‌ قلعه در تسخیر ارواح و اشباح است، به همین‌ دلیل کسی جرات نزدیک ‌شدن به قلعه را ندارد. از طرفی این‌ باور هم بین مردم دهکده وجود دارد که با افتادن آخرین شاخه درخت راش که نزدیک قلعه قرار دارد، قلعه نابود و ویران می‌شود. فریک چوپان یکی از مردم دهکده ورست، در روزی از روزها، به‌طور اتفاقی با دوربین دوچشمی خود می‌بیند از دودکش قلعه، دود بلند می‌شود. این ‌مساله باعث پخش ‌شدن شایعات در دهکده می‌شود که موجودات انسانی یا ماورایی در قلعه ساکن شده‌اند. به این‌ ترتیب اهالی روستا تصمیم می‌گیرند وارد قلعه مرموز شوند و کسب خبر کنند. از بین اهالی، فقط دو نفر داوطلب می‌شوند؛ نیک جنگل‌بان و دکتر پاتاک که البته دکتر با میل و اختیار خود این‌کار را نپذیرفته است! ژول ورن در این‌داستان هم از عناصر علمی‌-تخیلی بهره برده و با استفاده از شخصیت اورفانیک، دانشمند و نابغه قدرنادیده استفاده کرده که از الکتریسیته، تلفن و حتی گرامافون برای رسیدن به مقاصد شومش بهره می‌برد. بارون رودولف دوگورتز آخرین بازمانده خاندان دوگورتز و مالک قلعه کارپات‌ها و فرانس دوتِلِک نجیب‌زاده‌ای عاشق‌پیشه هم از دیگر شخصیت‌های این‌ داستان هستند.
رمان «قلعه کارپات‌ها» در ۱۸ فصل نوشته شده است.
در بخشی از این‌ کتاب می‌خوانیم: 
«به دلیل اینکه کنت جوان عقلش را از دست داده بود، بی‌شک هرگز کسی نمی‌توانست به توضیحاتی درباره آخرین پدیده‌هایی که قلعه کارپات‌ها صحنه نمایش آنها شده بود پی ببرد، مگر اینکه پرده از رازهایی برداشته می‌شد و آن در چنین موقعیتی پیش آمد: 
اورفانیک چهار روز صبر کرد تا طبق قراری که گذاشته بودند، بارون دوگورتز در شهر بیستریتز به او ملحق شود. چون نیامد، فکر کرد شاید قربانی انفجار شده باشد. از روی کنجکاوی و همچنین نگرانی، شهر را ترک کرد، راه ورست را در پیش گرفت و به پرسه‌ زدن در اطراف قلعه پرداخت. او خطای بزرگی مرتکب شد، چون ماموران پلیس از روی نشانه‌هایی که روتزکو که او را به‌ خوبی و از قدیم می‌شناخت، داده بود، دستگیرش کردند. پس از انتقال به مرکز شهرستان و در حضور صاحب‌منصبان قضایی، اورفانیک بی‌هیچ مشکلی به سوالاتی که در طول رسیدگی به پرونده آن فاجعه از او کردند، جواب داد. باید اعتراف کنیم که به نظر نمی‌آمد پایان غم‌انگیز زندگی بارون دوگورتز آن دانشمند خودخواه و دیوانه را که فقط دل در گرو اختراعاتش داشت، متاثر کرده باشد. آن ‌اظهارات آن‌طور که از چنین ماجرای عجیبی انتظار می‌رفت باعث تعجب نشد...» این‌ کتاب در ۲۳۹ صفحه به قیمت ۲۱۰ هزار تومان منتشر شده است.

Leave your comment
Newsletter