مسافرخانه سرخ – پانوراما 4
امتیاز کتاب:
0
دسته بندی:
نویسنده:
مترجم:
نوبت چاپ :
سوم
نوع جلد:
شومیز
توضیحات بیشتر
معرفی کتاب
سرفصل ها
درباره نویسنده
کسی از آن وضع ناراضی نبود. هیچکس موقع هضم شامی خوشطعم ناراحت نیست. همه دوست داریم در نمیدانم چهجور آرامشی، درست در مرز بین رؤیای انسان و آرامش خاطر حیوان نشخوارکننده بمانیم؛ شاید باید آن را «افسون جسمانی خوراک» نامید. بهیکباره همۀ مهمانان سمت آلمانی خوشمشرب برگشتند، ذوقزده از اینکه قرار بود کسی برایشان قصهای، هرچند بیجذابیت، تعریف کند. در این وقفۀ شیرین صدای یک قصهگو همیشه خوشایندِ حواس کرخشدۀ ماست و از آن، شادیِ رو به زوال ما جان دوباره میگیرد. گرم دیدن اطرافم از چهرۀ مهمانان سرمست شده بودم، چهرۀ خندان همه از عیشونوش گل انداخته و با نور شمع روشن شده بود. در نور شمعدان و میان سبدهای چینی و ظرفهای کریستال و سینیهای پر از میوه تماشای رفتار حاضرین خوشایند بود. یک لحظه حواسم رفت به مهمانی که دقیقاً روبهرویم نشسته بود. مردی با قد متوسط، فربه، خندهرو و ظاهر و رفتار دلالان بورس که از نظر هوش و استعداد شبیه افراد عادی بود. هنوز درست ندیده بودمش که شاید به خاطر کم شدن نور شمعدان لحظهای صورتش تیره شد و به نظرم آدم دیگری آمد. چهرهاش درهم و شیارهای تیرهای روی صورتش بود. میشد گفت قیافۀ نزار انسانی در حال مرگ را دارد. مثل آدمهای تصاویر دیوراما خشکش زده و چشمهای خمارش به انعکاس نور بر شیارهای دَرِ ظرفی کریستالی خیره مانده بود. مطمئناً حواسش به آنها نبود و در افکار دور و درازی مربوط به گذشته یا آینده غرق شده بود. پس از اینکه مدتی این چهرۀ مرموز را ورانداز کردم، به فکر فرورفتم. با خودم گفتم: «ناراحت است؟ زیادی نوشیده؟ به دلیل کاهش قیمت سهام ورشکسته شده؟ در فکر دستبهسر کردن طلبکارهاست؟»
درباره نویسنده
توضیحات بیشتر
آثار مربوط
از همین دسته بندی
اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “مسافرخانه سرخ – پانوراما 4”



دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.