گروه انتشاراتی ققنوس

امپراتوری‌های کوچ‌نشین

سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- آناهید خزیر: کتاب «امپراتوری‌های راه ابریشم؛ تاریخ اوراسیای مرکزی از عصر برنز تا به امروز» نوشته کریستوفر آی بکویت با ترجمه شهربانو صارمی از سوی انتشارات ققنوس منتشر شد. این کتاب دیدگاهی نو درباره تاریخ اوراسیای مرکزی و دیگر بخش‌های قاره اوراسیا که در تاریخ اوراسیای مرکزی نقش بلاواسطه داشته‌اند عرضه می‌کند.

امپراتوری‌های کوچ‌نشین

امپراتوری‌های راه ابریشم نقشی تعیین‌کننده در شکل‌گیری تمدن

امپراتوری‌های راه ابریشم روایتی نو و بلندپروازانه از تاریخ اوراسیای مرکزی، از عصر برنز تا به امروز، ارائه می‌دهد. کریستوفر آی. بک‌ویت، زبان‌شناس آمریکایی و استاد گروه مطالعات اوراسیای مرکزی در دانشگاه ایندیانا، بلومینگتون، ایندیانا با به چالش کشیدن نگاه رایج حاشیه‌ای به این منطقه، نشان می‌دهد که مردمان و امپراتوری‌های راه ابریشم نقشی تعیین‌کننده در شکل‌گیری تمدن، اقتصاد، دانش و فرهنگ جهان داشته‌اند.

امپراتوری‌های راه ابریشم روایتی نو و بلندپروازانه از تاریخ اوراسیای مرکزی، از عصر برنز تا به امروز، ارائه می‌دهد. کریستوفر آی. بک‌ویت، زبان‌شناس آمریکایی و استاد گروه مطالعات اوراسیای مرکزی در دانشگاه ایندیانا، بلومینگتون، ایندیانا با به چالش کشیدن نگاه رایج حاشیه‌ای به این منطقه، نشان می‌دهد که مردمان و امپراتوری‌های راه ابریشم نقشی تعیین‌کننده در شکل‌گیری تمدن، اقتصاد، دانش و فرهنگ جهان داشته‌اند.

تصویری تازه از تعاملات و دگرگونی‌های جهان کهن و میانه

کتاب پس از پیشگفتار، اختصارها و سرواژه‌ها به مقدمه می‌پردازد. سرآغاز کتاب قهرمان و یارانش نام دارد سپس در دوازده بخش به جنگاوران گردونه‌سوار، سکاهای باشکوه، میان لژیون‌های رومی و چینی، عصر آتیلای هون،امپراتوری ترک‌ها، راه ابریشم، انقلاب و فروپاشی، وایکینگ‌ها و ختایی‌ها، چنگیزخان و فتوحات مغول؛ حمله اوراسیایی‌های مرکزی به دریای اروپا، راه بسته می‌شود، اوراسیا بدون مرکز و تولد دوباره اوراسیای مرکزی آمده است. سخن پایانی نیز به بربرها می‌پردازد. پیوست الف: به نیاهند و اروپاییان و پراکندگی آن‌ها و پیوست ب: به قوم‌نام‌های اوراسیای مرکزی کهن اشاره کرده است. پی‌«وشت‌ها، کتاب‌شناسی، نقشه‌ها و نمایه نیز پایان‌بخش کتاب را دربردارد.

نویسنده، با نگاهی میان‌رشته‌ای، تاریخ اقوامی چون سکاها، هون‌ها، ترک‌ها، تبتی‌ها و مغولان را در پیوند با ایران، چین، هند و اروپا بازخوانی می‌کند و تصویری تازه از تعاملات و دگرگونی‌های جهان کهن و میانه به دست می‌دهد. این اثر از مهم‌ترین پژوهش‌های معاصر درباره تاریخ اوراسیای مرکزی و راه ابریشم به شمار می‌رود.

امپراتوری‌های کوچ‌نشین

کریستوفر آی بکویت

صعود و سقوط امپراتوری‌های بزرگ اوراسیای مرکزی

کتاب امپراتوری‌های راه ابریشم نخستین تاریخ جامع اوراسیای مرکزی از دوران باستان تا به امروز است و بازاندیشی بنیادینی درباره خاستگاه‌ها تاریخ و اهمیت این منطقه مهم جهان ارائه می‌دهد. کریستوفر بکویت صعود و سقوط امپراتوری‌های بزرگ اوراسیای مرکزی از جمله امپراتوری سکاها، اتیلای هون، ترک‌ها ثبتی‌ها و مغول‌ها را بررسی می‌کند و توضیح می‌دهد که چرا و چگونه قلب اوراسیای مرکزی علی رغم تهاجم اقوام مختلف از جمله ایرانیان یونانیان اعراب و چینی‌ها قرن‌ها از نظر اقتصادی علمی و هنری در جهان پیشتاز بود او با روایت داستان جهان کهن از دیدگاه مردمان اوراسیای مرکزی درکی تو از پویایی‌های درونی و بیرونی دولت‌های اوراسیای مرکزی ارائه می‌دهد و نشان می‌دهد که مردم این منطقه بارها تمدن اوراسیایی را متحول کردند.

نویسنده مهاجرت هندواروپایی‌ها از اوراسیای مرکزی آمیختگی آن‌ها با مردم محلی توسعه تمدن‌های یونانی و رومی ایرانی و هندی و چینی متاثر از آن را بازگو می‌کند و تاثیر تهاجمات خارجی مدرنیسم و تقسیم این منطقه از سوی چینی‌ها و روس‌ها در قرون هجدهم و نوزدهم را بر فرهنگ و اقتصاد و سیاست آن بررسی می‌کند و اهمیت ظهور دوباره کشورهای این منطقه پس از فروپاشی اتحاد شوروی را برای جهان آشکار می‌سازد.

امپراتوری‌های کوچ‌نشین

تاریخ اوراسیای مرکزی بدون در نظر گرفتن ترتیب تاریخی وقایع

کریستوفر آی بکویت می‌گوید: در اصل آنچه در سر داشتم ترسیم طرح کلی ویژگی‌های اصلی و بابِ روز تاریخ اوراسیای مرکزی بدون در نظر گرفتن ترتیب تاریخی وقایع بود. با توجه به سنت فرانسوی‌ها در نوشتن جستارهایی حاوی اطلاعات تخصصی اما خواندنی برای مخاطب عام فرهیخته، با حداقل توضیحات، عنوان طرح کلی تاریخ اوراسیای مرکزی را برای اثر خود در ذهن داشتم. اما هنگام نوشتن متن اقوام و رویدادها اصرار داشتند که در جای مناسب خودشان مطرح شوند و من خود را در حال ارائه طرحی کلی و مقدماتی از تاریخ سیاسی و فرهنگی اوراسیای مرکزی در کلیت بافت تاریخی اور اسیا یافتم گاه با توضیحات جامع و گاه با بازاندیشی در منابع دست اول.

با این همه همچنان به هدف اصلی خود پایبند بوده‌ام روشن کردن مسائل ریشه‌ای تاریخ اوراسیای مرکزی، که تا جایی که اطلاع دارم هرگز به شکل درست توضیح داده نشده یا در برخی موارد حتی ذکری از آنها به میان نیامده است بدون این توضیحات، فراز و نشیب‌های تاریخ اوراسیا را همچنان در قالب روایاتی آکنده از رویدادهای خیال‌پردازانه و اسرارآمیز خواهیم فهمید و این چیزی است که در بیشتر تبیین‌های ارائه شده می‌بینیم. رازها مسحورکننده‌اند و گاه باید همچنان سربه مهر باقی بمانند، اما برای توضیح بسیاری از اموری که در تاریخ اوراسیای مرکزی رازآلود بوده نیازی نیست دست به دامان «موارد مشکوک همیشگی» شویم، چرا که منابع کافی وجود دارد.

در این باره باور رایج این است که درباره تاریخ اوراسیای مرکزی منابع اندکی وجود دارد و در نتیجه دست ما چندان باز نیست که البته باوری نادرست است منابع عظیمی درباره تاریخ اوراسیای مرکزی به ویژه درباره تمدن‌های پیرامونی وجود دارد. از آنجا که این تاریخ بازه زمانی چهارهزاره را در برمی‌گیرد، و به همین نسبت آثار ثانوی زیادی درباره برخی از موضوعات مربوط به آن منطقه و دوران وجود دارد، ادای حق مطلب مستلزم نگارش کتاب‌هایی حجیم است که فقط پژوهشگران با کار گروهی از عهده آن بر می‌آیند، نه نویسنده ای که دست تنها کار می‌کند و اطلاعات، مهارت‌ها، توان و زمان او محدود است. تنها راه برای آن که فقط یک نفر به تنهایی بتواند کتابی درباره موضوعی چنین گسترده بنویسد صرف‌نظر کردن از جزئیات موضوع و ارائه تصویری کلی و بزرگ چشم‌اندازی بسیار گسترده است که از قضا همان چیزی است که بسیار بدان علاقه‌مندم.

امپراتوری‌های کوچ‌نشین

راه ابریشم

نویسنده مجبور شده برای یافتن این اطلاعات به هر دری بزند

این کتاب در مجموع به موضوعات، افراد، واحدهای سیاسی، ادوار یا فرهنگ‌های خاص نگاهی عمیق و تخصصی ندارد و نه حتی به «منظومه فرهنگی اوراسیای مرکزی» که سزاوار کتابی مستقل است. کتاب حاضر روایت جامع رویدادها، اسامی و تاریخ‌ها نیست، گرچه خواننده تیزبین متوجه خواهد شد کوشیده شده در مورد همه رویدادها و اقوام مهم اطلاعاتی ارائه شود، هر چند گاه نویسنده مجبور شده برای یافتن این اطلاعات به هر دری بزند و در آخر این‌که کتاب بررسی منبع یا کتاب‌شناسی جامع همراه با شرح و تفسیر نیز نیست. در سالیان اخیر چندین پژوهش عالی درباره برخی از مهم‌ترین اقوام، مکان‌ها، دوران‌ها و موضوعات دیگر با شرح و تفسیر کامل و منابع منتشر شده که مطالعه آنها خالی از لطف نیست.

آنچه نویسنده انجام داده بررسی دوباره دیدگاه رایج جا افتاده‌ای است که درباره تاریخ اقوام و خود اوراسیای مرکزی به دست ما رسیده و تلاشی است برای اصلاح آن. از این رو توضیحات تا حد زیادی به بحث درباره نکات برگزیده‌ای مربوط هستند که به گمان نویسنده به اظهار نظر یا بررسی بیشتر نیاز داشتند. همه جزئیات تا حد امکان در روایت یا چارچوب موضوعات گنجانده شده، بیشتر برای این که در آن زمان برای نویسنده مهم به نظر می‌رسید و نمی‌خواست بی‌اعتنا از کنار آنها بگذرد. این بدان معنی است که بسیاری چیزها را که بی‌تردید واجد اهمیت‌اند اما در آن زمان از نظر مولف اثر مهم نبودند کنار گذاشته یا خیلی ساده نادیده گرفته شده است. در اصل قصد نویسنده این بوده که حداقل توضیحات را داده باشد و توجهش روی بحث متمرکز باشد. کتاب نظریه تاریخی عام و کلی نیست و قصد ندارد به شکلی تلویحی چنین نظریه‌ای را در آن بیان کند.

امپراتوری‌های کوچ‌نشین

نقش شیر بر روی ابریشم چندرنگ سغدی،
قرن هشتم میلادی، به احتمال زیاد از بخارا

انگیزه‌های مدرن برای «ساخت هویت» مدرن یک ملت

درباره داده‌ها و تاریخ‌نگاری به طور کلی شاید بیان نکته‌ای مربوط به رویکرد نویسنده لازم باشد، به ویژه با در نظر گرفتن استفاده اخیر از نگرش باورمندان «پست مدرنیسم» در عرصه تاریخ هنر و حوزه‌های دیگر مطابق قاعده مدرنیستی، نو باید همیشه و بی وقفه جایگزین کهنه شود و از این طریق دگرگونی دایمی پدید آورد. دیدگاه پست‌مدرنیستی، که دستاورد منطقی مدرنیسم است، چیزی را رد می‌کند که به نظرش عبارت است از عملکرد پوزیتیویستی و ذاتاً غیر مدرن ارزیابی و داوری درباره مسائل یا اشیا مطابق با ضوابط خاص توافق شده در عوض پست مدرنیست‌ها همه داوری‌ها را نسبی می‌دانند آن‌ها معتقدند در عصر پست مدرن دیگر نمی‌توانیم به اسطوره عینیت متوسل شویم.

تردیدها به حق ناشی از اختلافات چشمگیر عقاید سرشناس‌ترین مراجع در این عرصه است. آرای تاریخ‌نگاران صرفاً چیزی در حد عقیده است از این رو نمی‌توان داوری معتبری داشت. نمی‌شود فهمید چه اتفاقی افتاده یا چرا افتاده فقط می‌توان انگیزه‌های مدرن برای «ساخت هویت» مدرن یک ملت، مجادلات ملی‌گرایانه ضد روشنفکران و افراد غیر پژوهشگر و غیره را حدس زد. ارزش همه نسخه‌ها برابر است از این رو تصحیح آنها وقت تلف کردن است – یا بدتر از آن گفته می‌شود اهمیت آن‌ها در اصل به سبب اطلاعاتی است که درباره کاتبان و محیط فرهنگی آنها ارائه می‌کنند، از این رو ارائه تصحیح‌های انتقادی از آن‌ها موجب حذف این اطلاعات باارزش می‌شود.

تاریخ فی نفسه تکرار مکررات است

نویسنده در جای دیگری از کتاب می‌گوید: دیرین‌شناسی، که نوعی تاریخ است، عملاً علمی متکی به شواهد استوار است، به همین سبب در مقابل عقل‌ستیزی پژوهشگران پست مدرن تا حد زیادی مصونیت داشته است. هر چند به دایناسورها علاقه‌مندم، کتاب حاضر نه درباره تاریخ آنها بلکه درباره تاریخ انسان است، اما از نگاه من قوانین واحدی حاکم هستند و دیدگاه پست مدرن به معنی واقعی کلمه مهمل است. تصور نمی‌کنم تجربه خود من از جهان دنیای پوچ بی‌معنایی از برداشت‌های نادرست باشد صرفاً به این دلیل که من آن را تجربه کرده‌ام و از این رو ذهنی است. یقیناً درست است که همه چیز تا حدی غیرقطعی است – از جمله علم، همان‌طور که دانشمندان به خوبی می‌دانند – و البته همه پژوهشگران باید عدم قطعیت و ذهنی بودن را مد نظر قرار دهند تاریخ را علم به مفهوم انگلیسی آمریکایی مدرن نمی‌دانم، اما به گمانم باید به تاریخ همان‌طور پرداخت که به علم می‌پردازیم درست همان طور که با دیگر عرصه‌های پژوهشی هم باید به همین نحو برخورد کرد. از آنجا که برنامه فکری پست مدرن نه تنها رها کردن علم بلکه رها کردن خردورزی است. نمی‌توانم آن را به مثابه رویکردی معتبر برای پژوهشگران یا در کل متفکران بپذیرم.

همچنین معتقدم تشخیص نیروهایی که در پس انگیزه‌های انسان قرار دارند مهم هستند، به ویژه وقتی به سازماندهی اجتماعی-سیاسی جنگ و مفهوم‌پردازی درباره این موارد و دیگر عرصه‌های فعالیت انسانی مانند هنر مربوط باشند. هر چند موضوع این کتاب کردارشناسی یا مردم‌شناسی نخستی‌ها یا انسان‌ها نیست، هنگام نوشتن تاریخ در چنین مقیاس گسترده‌ای متوجه شدم رفتار انسان به شکل جالب توجهی ثابت است. نه این که بگویم تاریخ فی نفسه تکرار مکررات است منظورم این است که انسان‌ها اغلب اعمال تکراری انجام می‌دهند، حال آنکه تطابق‌های واقعی فوق‌العاده اندک‌اند. همچنین مردم اغلب از دیگران تقلید می‌کنند. مثلاً، ظاهراً گاری و چرخ‌هایش فقط یک بار اختراع شده است؛ در نتیجه تحول تدریجی «وسایط نقلیه» پیش از اختراع چرخ، گاری ساخته شد و مدت‌ها طول کشید تا سرانجام به گاری واقعی تبدیل شود؛ اما به محض این که این کار صورت گرفت همسایگان به سرعت از آن الگوبرداری کردند. روشن است که ثبات رفتار انسان در چنین گستره‌های وسیعی از مکان و زمان می‌تواند فقط ناشی از میراث ژنتیکی مشترک ما باشد. از منظر تاریخ اوراسیا در طی چهار هزاره گذشته، به نظرم میان ساختار زیربنایی اجتماعی سیاسی انسان در طول این دوران -یعنی تا روزگار کنونی- و ساختار زیربنایی نخستی‌ها به‌طور کلی تفاوت چشمگیری نیست.

امپراتوری‌های کوچ‌نشین

تاریخ راه ابریشم و امپراتوری‌های کوچ‌نشین

مولف کتاب می‌گوید: فکر نوشتن این کتاب تقریباً به دو دهه پیش باز می‌گردد که مقاله‌ای درباره ایده بربریت نوشتم و این فکر به ذهنم خطور کرد که درباره تاریخ کل اوراسیای مرکزی کتابی جامع بنویسم. پرداختن دوباره من به این موضوع تا حدی نتیجه گفت‌وگویی است که چند سال پیش با آنیا کینگ داشتم. او اشاراتی به استفاده شخصی گسترده چادر نشینان اوراسیای مرکزی از اقلام ابریشمی داشت. در پی این اظهارات پس از کمی تخمین و برآورد به این نتیجه رسیدم که تجارت کالاهای تجملی علی‌القاعده سهم چشمگیری در اقتصاد داخلی اوراسیای مرکزی داشته است. متعاقباً، هنگام تدریس تاریخ اوراسیای مرکزی متوجه شدم ظهور، اوج‌گیری و کاهش تجارت در راه ابریشم و ناپدید شدن آن به لحاظ گاه‌نگاری ارتباط نزدیکی با این تغییرات در امپراتوری‌های بومی آسیای مرکزی داشته است. از این رو کم‌کم در دیدگاه‌های خود درباره تاریخ راه ابریشم و امپراتوری‌های کوچ‌نشین و به تبع آن در کلیت افکار و اندیشه‌هایم در مورد تاریخ اوراسیای مرکزی بازاندیشی جدی کردم. اولین ارائه عمومی تفسیر جدیدم از تاریخ اوراسیای مرکزی مقاله‌ای بود با عنوان «راه ابریشم و امپراتوری‌های کوچ‌نشین» در همایش راه ابریشم که موزه دولتی برلین در ۳ ژوئن ۲۰۰۴ برگزار کرد.

درک و ذهنیتی که از موضوع داشتم حین پژوهش و نوشتن کتاب به شکل چشمگیری دستخوش تغییر شد. در واقع متن نهایی چندان ارتباطی با طرح اولیه ام ندارد. وقتی آن را می‌نوشتم، نه تنها جزئیات بلکه تصورم در کل تغییر کرد و همین باعث بازنگری در ارائه جزئیات شد. اگر می‌خواستم احتمالاً می‌توانستم تا ابد به بازنگری و بازنویسی ادامه دهم، اما علایق دیگری داشتم که مایل به دنبال کردن آن‌ها بودم، از این رو کتابی که در دست دارید عمدتاً معرف افکار من در اوایل سال ۲۰۰۷ است که پیش نویس تقریباً نهایی کتاب را به پایان رساندم. تلاش کرده‌ام به عناصر فرهنگی زیربنایی که به منظومه فرهنگی اوراسیای مرکزی شکل داده توجه ویژه‌ای کنم، عناصری که به گمان من در درک رویدادها، علت این رویدادها، و تأثیری که در تاریخ اوراسیای مرکزی و تا حدی در بقیه اوراسیا داشته مهم‌اند. در مطالعه دوران مدرن توجه خاصی به پدیده مدرنیسم داشتم که عامل تباهی فرهنگی حیات سیاسی و هنر اوراسیای مرکزی در سده بیستم به شمار می‌آید و آن‌ها همچنان باید از آن رهایی یابند.

این کتاب در کل درباره اوراسیای مرکزی است، درباره سراسر دوران تاریخی آن به سبب گستردگی موضوع در مورد بسیاری از موضوعات صرفاً به اشاراتی بسنده کرده‌ام. با این همه حتی اگر می‌توانستم همه عرصه‌های پژوهشی مطالعات اوراسیای مرکزی را بررسی کنم، به‌رغم پیشرفت‌های محرز اخیر پژوهشگران جوان در مطالعه اوراسیای مرکزی نمی‌توانستم درباره بسیاری از این زمینه‌ها تحقیقات منتشر شده چندانی بیابم، از جمله موضوعات مهم در تاریخ، زبان‌شناسی، مردم‌شناسی، هنر، ادبیات، موسیقی و تقریباً همه زمینه‌های دیگر. هر چند به دیگر مناطق دنیا -به ویژه اروپای غربی و آمریکای شمالی- توجه زیاده از حدی شده است، بیشتر موضوعات اصلی مطالعات اوراسیای مرکزی نادیده گرفته شده‌اند، برخی حتی به طور کامل. بعضی از منابع اصلی، مانند اثر شوان تسانگ با عنوان روایت از نواحی غربی، هنوز تصحیح و ویرایش علمی نقادانه و ترجمه امروزی همراه با شرح و تفسیر ندارند. به بقیه منابع اصلی حتی دست هم نزده‌اند.

امپراتوری‌های کوچ‌نشین

نقاشی دیواری سغدی در سمرقند، مورخ ق. ۵۶۰ پس از میلاد،
معروف به نقش افراسیاب، در تالار خرابه یک خانه اشرافی در افراسیاب

فرهنگ‌ مردمان اوراسیای مرکزی به مناطق پیرامونی

اوراسیای مرکزی قدیم با اقتصاد داخلی قدیم قاره و شبکه تجارت جهانی که آن را به شکلی گمراه‌کننده راه ابریشم تصور و نامگذاری کرده‌اند یکپارچه بود. راه ابریشم اغلب با شبکه تجارت نوار ساحلی که به نوعی از ادوار پیش از تاریخ وجود داشت و اهمیت آن به تدریج در سراسر عهد باستان و قرون وسطی افزایش یافت متفاوت انگاشته شده است، اما منابع چنین تفاوتی قابل نیستند. همه مسیرهای تجاری بری و دریایی را باید اجزای تشکیل‌دهنده یک سیستم تجاری جهانی واحد تلقی کرد. این سیستم به شکلی چشمگیر کاملاً با اقتصاد قاره اوراسیا و اقتصادهای محلی که بر نهادهای سیاسی بزرگ اوراسیا مبتنی بودند هماهنگ بود، نهادهایی که همگی نه کنار دریا بلکه در آسیای مرکزی متمرکز بودند. سیستم ساحلی، به مثابه اقتصادی متمایز و مهم تنها پس از آن توسعه یافت که اروپای غربی تجارت دریای آزاد میان اروپا و جنوب جنوب شرق و شرق آسیا را تثبیت کرد؛ این سیستم تنها زمانی به طور کامل از راه ابریشم جدا شد که دیگر راه ابریشمی وجود نداشت.

منطقه فرهنگی جغرافیایی اوراسیای مرکزی را باید از اقوام و زبان‌های اوراسیای مرکزی که توصیفات گوناگونی از آنها شده متمایز کرد. هر چند موضوع این کتاب تاریخ اوراسیای مرکزی است، در واقع درباره اقوام اوراسیای مرکزی است. از این رو این کتاب دربرگیرنده تاریخ اقوام اوراسیای مرکزی است اقوامی که زادگاه خود را ترک کردند و راهی مناطق دیگری شدند و با خود زبان‌ها و منظومه فرهنگی اوراسیای مرکزی را انتقال دادند. تاریخ اوراسیا را در مجموع از آغاز تا زمان حال می‌توان تا حدی جابه‌جایی‌های مداوم مردمان و فرهنگ‌های اوراسیای مرکزی به مناطق پیرامونی و از مناطق پیرامونی به اوراسیای مرکزی دانست.

پژوهشگران امروزی بسیار تلاش کرده‌اند برخی از تصورات نادرست پیشین درباره اوراسیای مرکزی و اقوام آن را تصحیح کنند و اطلاعات ارزشمندی درباره این منطقه و مردمان آن به داده‌های قبل افزوده‌اند. متأسفانه اغلب مورخان تصحیحات انجام‌گرفته را نپذیرفته‌اند و نکات اساسی بسیاری نادیده گرفته شده است چه رسد به این که تصحیح شوند. به ویژه، دیدگاه کلی در مورد مردم اوراسیای مرکزی و نقش آن‌ها در تاریخ اوراسیا حتی در مطالعات پژوهشگران اوراسیای مرکزی حاوی سوء برداشت‌ها و سوگیری‌های فرهنگی تأییدنشده متعددی است. برخی از این موارد جدیدند اما بقیه از دوران رنسانس به ما رسیده‌اند و برخی- به ویژه ایده بربریت – به عهد باستان بازمی‌گردند.

امپراتوری‌های کوچ‌نشین

نقاشی چینی تانگ در مورد هپتالیان که بر جنوب آسیای مرکزی،
به ویژه ازبکستان امروزی حکومت می‌کردند.

باید بکوشیم در نوشتن تاریخ بی‌طرف باشیم

بیشتر مورخان امروزی به طور تلویحی دیدگاه‌های عمدتاً منفی بیان‌شده در منابع تاریخی و دیگر منابع مکتوب اقوام پیرامونی را درباره مردم اوراسیای مرکزی پذیرفته‌اند، بی‌آنکه به دیدگاه‌های مثبت بیان‌شده درباره همین اقوام در همان منابع فرهنگی پیرامونی توجه جدی داشته باشند، بگذریم از نگاه اقوام اوراسیای مرکزی به اقوام پیرامونی. گرچه آثار اقوام پیرامونی کمابیش تنها اسناد باقیمانده درباره بسیاری از اقوام اوراسیایی تا نیمه‌های قرون وسطی است، یعنی تا زمانی که منابع به زبان‌های محلی اوراسیای مرکزی نوشته شد، بیشتر این آثار آنقدرها هم که مورخان عموماً بر آن تأکید دارند سوگیرانه نیستند. مورخان و سیاحان اقوام پیرامونی به بیزاری اقوام اوراسیای مرکزی از اقوام پیرامونی اشاره کرده‌اند و خود اقوام اوراسیای مرکزی در منابع برجای مانده به زبان خود نیز این بیزاری را کتمان نکرده‌اند -مثلاً، نفرت سکاها از یونانیان و ایرانیان، شیونگ‌نوها از چینی‌ها و ترک‌ها از چینی‌ها و یونانی‌ها. توصیفات بحث‌برانگیز هرودوت و دیگر مورخان قدیم باید مدت‌ها قبل با توجه به ارزیابی‌های مثبت یونانی‌ها، چینی‌ها و دیگرانی که در میان اقوام اوراسیای مرکزی زندگی کرده بودند و نیز میزان معتنابهی از اطلاعات بی‌طرفانه و صرفا توصیفی سیاحان و خود همان نویسندگان باستان تصحیح می‌شد.

بزرگ‌ترین افسانه درباره مردم اوراسیای مرکزی- این که آن‌ها تهدید نظامی جدی و غیرمعمول برای دولت‌های پیرامونی بوده‌اند- کاملا به دور از واقعیت است. تاریخ اوراسیای مرکزی تاریخ اقوام متعدد و گوناگونی است که شیوه‌های زندگی مختلفی داشتند. هر یک از فرهنگ‌های اوراسیای مرکزی متشکل از افراد بی‌شمار با هویت متمایز بود، درست مانند سایر نقاط دنیا. مردمان اوراسیای مرکزی هم قوی بودند و هم ضعیف، هم روشن‌بین و هم منحط و بین این دو، درست مانند مردم هر منطقه یا فرهنگ دیگر. در واقع هر چه را بشود درباره اقوام اوراسیای مرکزی گفت می‌توان درباره دیگر اقوام اوراسیا هم گفت. حداقل باید بکوشیم در نوشتن تاریخ بی‌طرف باشیم.

سروده‌ای از جانگار از حماسه مردم ملی کالموک

زاده گذشته‌های دور،

از نسل اسب‌های وحشی، زولاخان،

نواده بومبا، خان دلرحم،

فرزند اورنگ، خان شهیر:

جانگار بی‌همتا.

آن هنگام که طفلی بیش نبود، در دو سالگی

اژدهای بی‌رحم به سرزمین مادری او هجوم آورد

و او را یتیم ساخت.

در سال سوم، بر

ائوبورن- اسب جنگی‌اش در سال سوم زندگی- سوار شد و تاخت،

دروازه‌های سه ارگ عظیم را درهم شکست و

اژدهای بزرگ، اژدهای بی‌رحم، را مقهور ساخت.

کتاب «امپراتوری‌های راه ابریشم؛ تاریخ اوراسیای مرکزی از عصر برنز تا به امروز» نوشته کریستوفر آی بکویت با ترجمه شهربانو صارمی در ۴۶۴ صفحه و با قیمت یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان از سوی انتشارات ققنوس منتشر شد.