
قصهای است که در آغاز داستان، پایان آن گفته میشود. اما تعلیق و بیتکلیفی نه تنها در نتیجه به کار گرفتن این فن تباه نمیشود، بلکه با پرداخت دراماتیک رولفو فزونی مییابد. همچنین ترتیب و تسلسل رویدادها به گیرایی درهم شکسته میشود، و زمان از حرکت بازمیایستد. چند داستان کم و بیش حکایت به شمار میآیند، مثل «شبی که تنهایش گذاشتند»، که در آن فلیثیانو در پی چارهجویی است تا مثل دو عموی بختبرگشتهاش به دار آویخته نشود. رولفو این قصه را با تمام توان دراماتیک آن باز میکند، شاخ و برگ اضافی را میزند، اما جزئیات و جمله هایی را که داستان را غنا میبخشند، تکرار میکند.
۰ نظر · میانگین ۰
هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است.