
کنت کوئنبرگ اشرافزادهای است که دو پسر به نامهای آلفونسس و فردریک دارد. آلفونسس، پس از مرگ پدر، ملک و عنوان او را به ارث میبرد، ازدواج میکند و صاحب پسری میشود که نام او نیز آلفونسس است و قهرمان داستان خود اوست. روزی ناگهان خبر میآورند که کنت آلفونسس بزرگ کشته شده. صبح روز بعد، همسر کنت با خنجری خونین در دست وارد اتاق پسرش میشود و از او میخواهد برای حفظ جانش از عمارت فرار کند. پسر اطاعت میکند و پس از گذراندن ماجراهای بسیار و سرگشتگیهای عذابدهنده سرانجام دل به عشق دختری به نام لورتا میبازد. آن دو با هم ازدواج میکنند، اما عدهای راهزن لورتا را میدزدند و آلفونسس برای یافتن همسرش سفری را آغاز میکند که او را به قلعۀ متروک خانوادگیاش میرساند. این بار وقت آن است که آلفونسس پرده از راز قلعه بردارد و بفهمد چه کسی هر نیمهشب ناقوس آن عمارت متروک را به صدا درمیآورد.
۰ نظر · میانگین ۰
هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است.