قصه های جزیره 2… آب خوردن مورچه
امتیاز کتاب:
0
دسته بندی:
نویسنده:
مترجم:
نوبت چاپ :
سوم
نوع جلد:
شومیز
تعداد صفحات:
728
توضیحات بیشتر
معرفی کتاب
درباره مترجم
درباره نویسنده
«آب خوردن مورچه» دومین کتاب از سهگانه جدید یاشار کمال با عنوان «قصهجزیره» است. نخستین کتاب از این سهگانه پیشتر تحت عنوان «بنگر فرات خون است» منتشر شده بود. کتاب دوم روایتگر فاجعهای است که میلیونها انسان را از سرزمین شان میراند و اکنون این انسانهای رانده شده در تلاشند تا خود و هویتشان را باز یابند. آنها میخواهند سرزمین بیگانه را به جبر زمانه وطن سازند. یاشار کمال نویسندهای است که فضای داستانهایش اکثراً در روستاهای کشورش رخ میدهد اما روستایینویسی او برای خواننده کتاب از هر ملیتی که باشد قابل درک است. نگاه او همیشه رئالیستی است اما این دلیلی نیست که به سراغ مکتبهای دیگر نرود. مترجم کتاب «علیرضا سیفالدینی» پیش از این در کارنامه خود ترجمه جلد اول «قصهجزیره» یاشار کمال، «زخمی» اردال و «عشق روزهای بلوا» نوشته احمد آلتان را دارد.

علیرضا سیف الدینی
علیرضا سیف الدینی نویسنده، منتقد ادبی و مترجم معاصر ایرانی متولد ۱۳۴۶ در تبریز است. در بیست و یک سالگی دو کتاب در تبریز منتشر کرد: اولی «سند باد: بازنویسی حکایات اصلی هزار و یک شب»، و دومی «مرد کوهستان» که ترجمهٔ رمانی از یاشارکمال بود. در همان سال ها کتاب «اسطوره آفرینش» از نگاه ترکان را به فارسی ترجمه کرد. این کتاب هرگز منتشر نشد. او درسنین بیست و چهار-پنج سالگی یک صفحهٔ ادبی با عنوان «قلم» در روزنامهٔ فروغ آزادی تبریز منتشر می کرد که در آن قصه های قصه نویسان تبریزی را معرفی و نقد می کرد. بعدها فعالیت ادبی اش را با چاپ مقاله ها و شعرها در نشریهٔ «آدینه» تبریز ادامه داد. در اوایل دههٔ هفتاد نقدها، قصه ها، شعرها، ترجمه هایش در تهران، در مجله های ادبی ای مانند: تکاپو، آدینه، بایا، دوران، توسعه و…منتشر شد. در بیست و پنج سالگی کتاب «قصه مکان: مطالعه ای در شناخت قصه نویسی ایران» و «بختک نگار قوم» را برای چاپ آماده کرد که بعد از پنج سال چاپ و منتشر شدند. در سال ۱۳۸۲ برای بهترین نقد ادبی موفق به دریافت جایزه ادبی صادق هدایت شد. در سال ۲۰۰۵ به دعوت انجمن مستقل بین المللی شاعران و نویسندگان به انگلیس رفت. در سال ۲۰۰۶ با دعوت انجمن مستقل ادبی «همسایه در را باز کن» در دانشگاه های استانبول و آنکارا به شعرخوانی و سخنرانی پرداخت. سیف الدینی، داور ثابت جایزه ادبی مهرگان است.

یاشار کمال
یاشار کمال که نام اصلیاش «کمال صادق گوگجهای» است در سال ۱۹۲۳ متولد شد. پدرش کُرد و از اهالی بخش ارجیش از دهات اطراف دریاچهٔ وان بود که در گیرودار جنگ اول جهانی به اتفاق خانوادهاش به چکورآوا کوچ کرد. یاشار کمال چهار سال بیشتر نداشت که پدرش را از دست داد. مردی به نام «یوسفِ کُرد» هنگامی که پدر یاشار در مسجد ده نماز شامگاهی میخواند، او را خنجر زد. مردْ زخمی و غرقه در خون از مسجد بیرون دوید، اما بیش از چند قدم دور نشده بود که در جلوخان مسجد از پای درآمد. این حادثه در پیش چشم یاشار که هنوز چهار سال بیشتر نداشت روی داد. پس از اینکه پدرش در خاک و خون غلطید، ناگهان ده به هم ریخت و صدای تیراندازی بلند شد. زبان یاشار کوچک از ترس بند آمد و الکن شد؛ بهگونهای که لکنت زبان او تا ۱۲سالگی ادامه داشت. یاشار تحصیلات ابتدایی را در ده قدیرلی تمام کرد و پس از آن تا کلاس دوم متوسطه در آدانا تحصیل کرد. هنگامی که پدرش زنده بود، خانوادهٔ کمال یکی از مرفهترین خانوادههای ده بود، اما زمانی که او به هشتسالگی رسید، هر آنچه از پدر بر جای مانده بود ته کشید. کمال کوچک مجبور بود خودش نانش را به دست آورد و به خانوادهاش هم کمک کند؛ از همینرو مدت زیادی از عمرش به کارهای گوناگون گذشت. عملگی در کارخانههای گونیبافی، کارگری و میرزایی و میرآبی در مزارع و شالیزارها و… . این کارهای اجباری مانع ادامهٔ تحصیل او شد. در هشتسالگی شروع به نوازندگی کرد، اما مادرش از این کار او هیچ دل خوشی نداشت و سازهایی را که کمال با مزد عملگی و رعیتی در مزارع میخرید، میشکست یا در اجاق میانداخت و میسوزاند. دلبستگی کمال به اشعار عاشیقهای محلی بهتدریج بیشتر و عمیقتر میشد؛ تاآنجاکه بعدها کار گردآوری و مطالعهٔ فرهنگ عامه را بسیار جدی پیش گرفت. اولین شعرش در ۱۹۳۹ در مجلهٔ کوروشلر در شهر آدانا به چاپ رسید. در ۱۹۴۳ مجموعه اشعارش را به نام «مرثیهها» در آدانا به چاپ رساند. اولین داستانش را به نام «داستان کثیف» در ۱۹۴۷، وقتی در خدمت سربازی بود، نوشت. در همین سالها رمانی به نام «چارق آهنین» و داستان بلندی هم به نام «سرخک» نوشت، اما چون هیچیک را نپسندیده بود، چرکنویس آنها را پاره کرد و دور ریخت. بعد از خدمت سربازی به استانبول آمد و در ادارهٔ کار بهمدت یک سال با شغل کوچکی سر کرد؛ بعد به ده قدیرلی بازگشت و دو سال با عرضحالنویسی زندگی کرد. کتاب «ساری سیچاک» یا «گرمای زرد» را که شامل داستانهای بلند و کوتاه است در همین ایام نوشت. در ۱۹۹۷ بهسبب دفاع از صلح و حقوق بشر موفق به دریافت جایزهٔ صلح و حقوق بشرِ ناشران آلمانی شد؛ همچنین نامزد جایزهٔ ادبی نوبل ۱۹۷۳ شد. در سال ۲۰۰۸ جایزهٔ بزرگ ایلات ریاستجمهوری ترکیه را دریافت کرد و در ۲۰۱۱ به مقام افسران بزرگ لژیون دونور فرانسه رسید. دیگر آثار یاشار کمال عبارتند از «پنجاه روز در جنگلهای شعلهور» (۱۹۵۵)، «چوکوراوا در حال سوختن» (۱۹۵۵)، «لانههای پریان» (۱۹۵۷) و رمانهای «پیت حلبی»، «اینجه ممد»، «زمین آهن است» و «آسمان مس»، «اربابهای آقچهساز»، «اگر مادر را بکشند»، «بگیر نگاه کن صالح»، «افسانهٔ آناتولی»، «افسانهٔ کوه آغری»، «افسانهٔ هزار ورزو»، «چاکر جالیافه»، «علف همیشه جوان»، «سراسر این دیار» (گزارش) و «نمک میان عسل» (یادداشتها و طرحها). یاشار کمال کُرد بود و همواره از حقوق انسانی کردهای ترکیه دفاع میکرد. او در فوریهٔ ۲۰۱۵ چشم از جهان فرو بست.
توضیحات بیشتر
آثار مربوط
از همین دسته بندی
مترجم:
380.000 تومان
اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “قصه های جزیره 2… آب خوردن مورچه”



دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.