گروه انتشاراتی ققنوس | استنفورد 73... انقلاب های علمی
 

استنفورد 73... انقلاب های علمی

http://old.alef.ir/vdcjxmhttp://old.alef.ir/vdcjxmexxuqeihz.fsfu.html?456944exxuqeihz.fsfu.html?456944

سايت الف

استفاده از تعبیری چون انقلاب برای تحولاتی که در طول تاریخ در حوزه­ ی علم پس از قرن شانزدهم میلادی رخ داده است وابستگی بسیاری به دیدگاه های فلاسفه و دانشمندان پس از عصر نیوتنی دارد. عصری که می گویند انسان در آن از تاریکی ها رهایی یافت. در این میان نقش بعضی دیگر در تببین هرچه بهتر حرکت علم و آموزش و تدریس آن به دانشجویان و پیگیری فلسفه ی علم در قرن بیستم پررنگ است. از جمله ی این افراد پروفسور تامس کوهِن است که کتابی را به نام ساختار انقلاب های علمی در نیمه ی دوم قرن بیستم منتشر کرده است. کوهن در این کتاب بیان می کند که هدف وی "ارائه ی تلقی ای کاملا متفاوت از علم است، تلقی ای که می تواند از سوابق تاریخیِ خودِ فعالیت های پژوهشی حاصل شود". تلقی ای که کوهن از آن صحبت می کند اثرات شگفت­آور بسیاری را نیز بر سایرین داشت. جرج گادامر درباره ی نظرات کوهن می نویسد: نظریه ی کوهن درباره ی انقلاب ها در علم، آن تلقی خطی کاذب را که می پندارد با پیشرفت علم مرتبط است، به حق مورد انتقاد قرار می دهد. این نظریه، گسستی را نشان می دهد که حاصل سیطره ی چارچوب های بنیانی پارادایمی در هر زمان است". آن چه که مشخص است پژوهش و مطالعه برای بسیاری از انسان ها تبدیل به دغدغه ای مهم و محوری شده است. دغدغه ای که ریچادر فاینمن فیزیکدان قرن بیستم درباره اش این گونه صحبت می کند: واقعیت درست و صواب این است که هرچه در زمینه ی مسائل علمی گفته می شود، اصولاً و کلاً نوعی نتیجه گیری است، آن­هم نتیج ­گیری نامطمئن، حدس­ها می زنند که چه رخ خواهد داد. اما نمی توان به­طور یقین و قطع دانست و گفت که چه پیش خواهد آمد. دلیل ساده­ی این مدعا این است که هیچ آزمایشی را نمی توان به طور کامل انجام داد. تنها با اعتراف به نادانی و پذیرفتن عدم قطعیت است که روزنه ی امیدی پیدا می ­شود تا آدمی درتنگنای خفقان­آور گیر نکند و راهش، مانند گذشته،یکراست به بن بست نرسد.
ما نیازمند دانستنیم زیرا که بسیاری از ما تحت تاثیر این تحولات و به تعبیر کوهن انقلاب ها قرار داشته و داریم. شاید یادآوری سطرهایی از ویلیام وردزورث در عصری که علم و تکنولوژی بسیار در یکدیگر  تنیده اند خالی از لطف نباشد:

اینک انسان حکومت می کند
به اقتدار، برجایی که روزگاری به ضعف در آن می لرزید،
علم با گام های غول­آسا پیش می رود
اما آیا ما غنایی از عشق و ملایمت یافته ایم؟

چندان به بیراهه نمی روم، غرضم معرفی کتاب انقلاب های علمی نوشته ی تامس نیکلز از مجموعه ی کتاب های دانشنامه ی فلسفه ی استنفورد است. در این کتاب که در شش فصل تدوین شده است موضوعاتی پیرامون مسئله های انقلاب و مفهوم انقلاب های علمی، دو تببین متقدم و متاخر کوهن درباره ی انقلاب های علمی و همچنین سایر ادعاها و نظرها درباره ی انقلاب های علمی مطرح شده است. شاید قابل توجه باشد که بدانیم اصطلاح انقلاب (revolution) به کجا بازمی گردد. این اصطلاح در اصل در مورد چرخ های گردان به کار می ­رفت و گردش اجرام آسمانی را دربر­می گرفت. همچنان که در عنوان کتاب کوپرنیک به نام "در باب انقلاب افلاک سماوی" دیده می شود. در سطحی استعاری تر revolution، در مقام گردونه ی بخت و اقبال، سرانجام وارد حوزه ی سیاسی شد. این اصطلاح بعدها در سطحی فراتر به علم بازگشت تا برخی از تحولات درون خود علم را مانند انقلاب کوپرنیکی توصیف کند.  همان طور که م ­بینیم اصطلاحی چون انقلاب بستر غنی فرهنگی و بلندبالایی را با خود به همراه دارد، بستری که سبب می شود یک واژه، یک کلمه دوران پرجنب ­و جوش و پرتحولی از تاریخ را با خود به دوش بکشد.

در بخش های دیگری از کتاب مولف انقلاب های علمی را به عنوان موضوعی در فلسفه بررسی کرده و سعی می کند ریشه های تاریخی مطرح شدن انقلاب ها و تحولات علمی در حوزه ی فلسفه را بازگو کند و همچنین معیارهایی را برای تشخیص انقلاب های علمی ارائه کند؛ معیارهایی که چهار شرط لازم را برای انتساب درست عنوان انقلاب به یک پدیده ی علمی مطرح می کنند.

بخش های میانی کتاب اختصاص دارند به تبیین متقدم و متاخر کوهن از انقلاب های علمی. از نظر کوهن متقدم فعالیت های علمی زمانی به علمی بالغ تبدیل می­شوند که یک یا چند راه حل انضمامی برای برخی مسائل فراهم آورند. این مسائل و راه حل­ها مبنای یک پارادایم را شکل می­دهند که چیزی را که باید به عنوان "علم عادی" انجام داد تعریف می­کنند، در واقع علمِ عادی که کوهن در بخش دوم کتاب ساختار   انقلاب های علمی به آن اشاره کرده است عبارت است از پژوهش هایی که به نحو انعطاف ناپذیری بر یک یا چند دستاورد علمی استوار شده اند، دستاوردهایی که جامع ­ای علمی برای مدت زمانی شالوده ی کاوش های خود قرار می دهد.


دو بخش پایانی کتاب دانشنامه فلسفه ی استنفورد، انقلاب های علمی حاوی مطالبی پیرامون امر پیشینی تاریخی در سنت های آلمانی و فرانسوی و سایر ادعاها و نظریات درباره­ی انقلاب­های علمی است.

به طور کلی مطالعه­ی کتاب انقلاب های علمی بدون داشتن زمینه ی قبلی و دانستن اطلاعاتی در حوزه­ی تاریخ علم و پیدایش تحولات علمی بسیار دشوار است. ریچارد وستفال معتقد است که در تاریخ انقلاب های علمی نخست باید بر تاریخ اندیشه ها تاکید ورزید. بدون شک نوع نگاه انسان و اندیشه ی او در طی پانصد سال اخیر تغییرات بسیاری داشته است. تغییراتی که ماهیتی جدا نشدنی از مشاهده و نظریه یافته­اند. ریچارد فاینمن تاکید می کند که: باید کاری کنید که از مشاهدات نتایج عالی و بی­نظیر به دست آید. علم یعنی صبر و حوصله. اگر نگاه کنید و دقت نمایید، توجه خود را متمرکز سازید شاید بتوانید پاداشی عالی از مشاهدات خود دریافت کنید.

ثبت نظر درباره این نقد
عضویت در خبرنامه