انتشارات ققنوس | یادداشتی کوتاه بر «انگار خودم نیستم»
 

یادداشتی کوتاه بر «انگار خودم نیستم»


مهرداد فراهانی (مدرس و پژوهشگر سينما)

حالا که کاروان نوروز به نیمه راه خود رسیده، و از ارسال و پاسخ به تبریکات نوروزی فارغ شده‌اید، چه در سفر هستید چه در شهر خود، بروید به نزدیک‌ترین کتابفروشی یا شهر کتاب و رمان خواندنی و پرکشش «انگار خودم نیستم» نوشته یاسمن خلیلی فرد را بگیرید و سفر کنید به اعماق جان کاراکترهایی که عاشق‌اند، حس و حسرت و حسادت دارند، اهل همین آب و خاک‌اند، و فرزند امروز و این زمانه.
انگار خودم نیستم، که نشر ققنوس منتشرش کرده، بعد از «یادت نرود که...» دومین رمان خلیلی فرد است. نویسنده جوانی که در روزگار قصه‌های الکن یک خطیِ به زور كش آمده، اهل قصه‌گويى ناب و داستان‌سرايى است، بدون تئورى بازى و هر جور اسنوبيسم ديگر، اما با توجه دقيق به روانشناسى زن و مرد ايرانى.
اگر سينما و تلويزيون درست و درمانى داشتيم شک نكنيد كه تهيه‌كنندگان فى‌الفور دست به كار اقتباس از اين رمان مى‌شدند. رمانى كه كمتر از چهل روز و بدون هياهوى مجلات ادبى، و تنها به اتكاء سابقه خوب نويسنده، به چاپ دوم رسيد.

حال كه از آن سينما و تلويزيون اثرى نيست و موج (اوج) همه جا را زير سلطه دارد، خودمان دست به كار شويم و احوال آدم‌هاى روزگارمان را ببينيم در «انگار خودم نیستم».

ثبت نظر درباره این نقد
عضویت در خبرنامه