انتشارات ققنوس | استفورد 71... مفهوم امر زيبا شناختي
 

استفورد 71... مفهوم امر زيبا شناختي

http://old.alef.irhttp://old.alef.ir/vdceno8evjh8efi.b9bj.html?449758/vdceno8evjh8efi.b9bj.html?449758

سايت الف 

با وجود اینکه دانشنامه استنفورد به صورت آنلاین و رایگان دراختیار همه قرار دارد، اما با توجه به اینکه تنها عده معدودی امکان بهره بردن از آن را پیدا می کردند، بی شک حرکت نشر ققنوس در برگردان و ترجمه دانشنامه استنفورد و عمومیت بخشیدن به امکان بهره بردن از این منابع با ارزش، گامی بزرگ و ارزنده بوده است. این مهم زمانی بیشتر جلوه می کند که در برگردان این متون به فارسی،  شاهد رویکردی تخصصی در استفاده از مترجمانی توانمند و صاحب تجربه در حوزه های مختلف باشیم.

آنچه اشاره شد، حکایت مدخل هفتاد و یکم دانشنامه استنفورد است که  با عنوان «مفهوم امر زیباشناختی» و به قلم جیمز شلی توسط محمدرضا ابوالقاسمی به فارسی ترجمه شده و در اختیار علاقمندان این حوزه قرار گرفته است. مترجمی که ترجمه کتابهایی تخصصی در این حوزه را دارد و حالا ترجمه ای روان و مهمتر از همه قابل فهم را از مدخل امر زیبایی شناختی، پیش روی ما گذاشته است.

خواننده کتاب حاضر، در همان یک سوم ابتدایی کتاب به این نتیجه می رسد که ای کاش زودتر آن را خوانده بود! چنین تصوری به شکلی ساده تاکیدی است بر ضرورت خواندن این کتاب کوچک و مقدماتی برای همه کسانی است که به گونه ای با تحلیلهای هنری سروکار دارند؛ و البته منتقدان؛ به خصوص که اصطلاح زیباشناسی، از بدو زمانی که وارد حوزه اصطلاحات فلسفی شده به نوعی داوری، نوعی رویکرد، نوعی تجربه و نوعی ارزش، دلالت داشته و بدین شکل مورد استفاده قرار گرفته است. از حوزه هنرهای تجسمی گرفته تا سینما،  ادبیات و....

با توجه به آنچه اشاره شد، خواندن این کتاب کاربردی،به عنوان گام نخستین در ورود به مباحث زیبایی شناسی هنر یک پیشنهاد مناسب به شمار می آید. کتاب حاضر با توجه به زبان بسیار ساده و قابل فهمی که در نوشتن آن مورد استفاده قرار گرفته و نیز ترجمه روان مترجم آن، گزینه ای بسیار خوب، برای آماده ساختن ذهن خواننده برای ورود به متن های تخصصی تر حوزه زیبایی شناسی محسوب می شود.

این مدخل نیز همانند اکثریت قریب به اتفاق مدخل های دانشنامه استفورد، با اشاراتی گذرا به پیشینه تاریخی بحث آغاز می شود؛ اینکه از چه زمانی اصطلاح زیبایی شناسی وارد دایره اصطلاحات فلسفی شده است و مهمترین پرسشهایی که نقطه عزیمت بحث های زیبایی شناختی چیست: آیا آثار هنری ضرورتا اعیان زیبایی شناختی اند؟ آیا باید تجربه زیبایی شناختی را بر اساس محتوای پدیدار شناختی آن تعریف کرد یا محتوای بازنمودی اش؟ و...

نویسنده کتاب، پس از این درآمد بسیار کوتاه نویسنده در دو فصل به مفهوم ذوق و مفهوم امر زیبایی شناختی پرداخته و در رهگذر ارائه پاسخ های این سوالات به بنیادی ترین مفاهیم حوزه زیبایی شناختی در افقی فلسفی توجه دارد. البته کتاب رویکردی کلی نگرانه به بحث دارد، رویکردی که از منظر مخاطب شناسانه، با توجه به سیاست گذاری های دانشنامه استنفورد به درستی انتخاب شده است.

بخش آغازین این کتاب به تبیین مفهوم ذوق پرداخته است چرا که مفهوم امر زیباشناختی از مفهوم ذوق ریشه می‌گیرد. اعتلای مفهوم ذوق در مباحث زیبایی شناختی، حاصل  پررنگ شدن رویکردهای عقل گرایانه در قرن هجدهم در حوزه زیبایی شناختی بوده، مستمسکی برای تعدیل چنین جریانی که در آن روزگار به شدت بر اروپا سایه افکنده بوده است. در رویکرد عقل گرایانه به زیبایی شناختی، داوری های ناظر به زیبایی، داوری هایی مبتنی بر داوری های عقلانی است؛ این قسم استدلال ها، مبتنی بر استدلال براساس پاره ای اصول یا بکاربردن مفاهیمی خاص است. برای نمونه گروهی از که به شکلی افراطی به استدلال های عقل گرایانه زیبایی شناسی  باور داشتند، چنین عنوان می کردند که برای پرداختن به ادبیات و داوری های زیبایی شناختی در این حوزه باید دقتی ریاضیاتی در آن بکار بست. چیزی شبیه روشی که دکارت برای پرداختن به فیزیک از آن بهره گرفته بود. افراط در نگرش عقل گرایانه به زیبایی تا آنجا رسیده بود که به گمان ایشان برای نقد ادبی، تمهیدی بهتر از ریاضیات وجود نداشت.

به این ترتیب رویکرد ذوقی نقطه مقابل رویکرد عقلی به زیبایی قرار گرفت که دیگر دیدگاه ها از این حیث که تا چه اندازه نسبت به کاربست استنتاجات عقلی شدت داشته اند، در این میان در نوسان بوده اند. دو مفهوم مهم «بی علاقگی» و «بی واسطه‌گی» در حوزه  زیبایی شناختی، در این بخش از کتاب مورد اشاره قرار گرفته اند که در درک جنبه های مختلف مفهوم امر زیبایی شناختی و به ویژه فرمالیسم هنری که جریانی دارای محبوبیت در سده های بعدی بوده،  دارای اهمیت هستند.

در فصل دوم کتاب حاضر مفهوم امر زیبایی شناختی در سه بخش «اعیان زیبایی شناختی»، «رویکرد زیبایی شناختی» و نهایتا «داوری زیبایی شناختی» بررسی و تبیین شده است. با توجه به آنکه برداشت های زیبایی شناختی  به لحاظ کلی متضمن  این جنبه های سه گانه هستند، خواننده کتاب در نهایت نسبت به اینکه چگونه رویکردهای مختلف زیبایی شناختی  چگونه به داوری درباره سوژه ها یا متوت هنری و ادبی می پردازند، به آگاهی می رسد.

اگرچه جیمز شلی (نویسنده این مدخل) به شکلی موجز و فشرده به صورت بندی و تبیین مفاهیم مورد اشاره پرداخته اما در نهایت از عهده این مهم برآمده تا با جا انداختن بحث از منظری کلی نگرانه، خواننده را برای ورود به متونی با نگاهی جزئی نگرانه تر و درک دشواری های احتمالی مباحث فلسفه زیبایی شناختی آماده سازد. کسب چنین توفیقی برای متن حاضر، هفتاد و یکمین مدخل منتشر شده از دانشنامه استنفورد توسط نشر ققنوس را به اثری بدل ساخته که علاقمندان به نقد و تحلیل آثار هنری نباید از خواندن آن غافل شوند، به خصوص کسانی که هنوز به طور جدی و تئوریک بدان نپرداخته اند.

ثبت نظر درباره این نقد
عضویت در خبرنامه